حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2256

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

را پراكنده تمامى مغولستان را در تحت حكمرانى خود درآورد و دولت هون را ، كه از منچورستان تا ستپ « 1 » هاى قرقيز و از ديوار بزرگ چين تا سرحدّ كنونى روسيّه امتداد مييافت ، تأسيس كرد . در 202 ق . م ، خان اين دولت مودونام تاخت‌وتاز مهيبى در چين كرده بقدرى باعث خرابى شد ، كه فغفور چين مجبور گرديد خان مغولستان را با خود مساوى بداند و تعهّد كرد ، كه شاهزاده خانم‌هاى چين را براى او بفرستد و همه ساله هدايائى به او بدهد . در زمان جانشينان مودو چينىهائى ، كه با شاهزاده خانم‌هاى چين بمغولستان ميآمدند ، بمغولها آموختند ، كه چگونه ماليات بگيرند ، نوشته‌جات و دفاتر دولتى را تنظيم و مملكت را موافق قوانين اداره كنند . اگر بخواهيم تاريخ مغولستان را از اين زمان ، كه قرن دوّم ق . م است ، دنبال كنيم ، از موضوع خارج خواهيم شد ، زيرا وقايع بعد مغولستان با دوره‌هاى ديگر تاريخ ايران مربوط است . بنابراين مقتضى است در اين‌جا ايستاده ببينيم از فشار هون‌ها به يوئه‌چىها چه نتايجى رويداد . يوئه‌چىها ، چنان كه بالاتر گفته شد ، از فشار هونها و از دست دادن مساكنشان مجبور گشتند جلاى وطن كنند و زمين‌هاى تازه براى خود بيابند . بنابراين به دو بخش تقسيم شده قسمت بزرگتر به طرف جنوب غربى رفت و بنوبت خود فشار بمردمانى داد ، كه در آسياى وسطى در هر دو طرف رود سيحون و بل جيحون سكنى داشتند . اين مردمان از طوايف مختلف بودند و ، چنان كه از تاريخ ايران ميدانيم ، مورّخين و جغرافيّون عهد قديم اينها را ساك « 2 » و داريوش اوّل سك مينامد . هرودوت و كتزياس و برس‌كلدانى از اين مردمان سه قوم را مينامند : ماساژت‌ها ، دربيك‌ها و داهيها ( صفحهء 446 - 454 اين تأليف ) . نويسندگان ديگر اسامى ماساژت‌ها و داهيها و طخاريها و آسيائى « 3 » ها يا آسيانىها « 4 » را ذكر ميكنند

--> ( 1 ) - Steppe ( جلگه‌هاى وسيع ، كه روئيدنى آن منحصر بعلف است و در تابستان تمام علف خشك شده جلگه بصحارى خشك مبدّل ميگردد ) . ( 2 ) - Sakes ( saces ) . ( 3 ) - Asii . ( 4 ) - Asiani .